تبليغاتX
۩۩ مرد مهاجر ۩۩
 

سلام دوستای خوب و مهربون من ...

یه غمی تو گلومه و یه حسرت رو دلم ... میخوام از این دنیا برم بیرون و دل کندن از شما سخت ...

دوستای خوبم این چند وقته با چرت و پرتام خیلی سرتون رو درد آوردم و بی حوصلتون کردم ...

 ولی شماها همیشه همراهم بودید و تنهام نذاشتید ...!!!

هر کس به طریقی دل ما میشکند

                                             بی گانه جدا دوست جدا میشکند

بیگانه گر  میشکند  حرفی  نیست

                                             از دوست بپرسید که چرا میشکند

گل همیشه نازم.نبودی چاره سازم

                                             نکردی مهربونی به قلب  پر  نیازم

      آخه این اسمش وفا نیست . راه و رسم عاشقا نیست

 

اینم قصه من و این دنیا ... این بلاگ تنها معبد آرامشم بود ... ولی حالا ...!!!

با تمام احساسی که این بلاگ داره ... با تمام دوستای خوبی که داره ...

و با تموم مهربونیاش دیگه میخواد مثل خودم تنهای تنها بمونه تا تو تاریکیش بسوزه ...

دوستای خوب و نازنینم اول از شما خداحافظی مکنم ...!!!

و حالا از این وبلاگی که تمام روح و روان و آرامشم بود ...!!!

آهای قصه ی فرشته ی من که توی این بلاگ بودی برام خاطره ای دوباره خدانگهدارت باشه عزیزم ...!!!

آهای ... آهای دوستای خوبم امیدوارم یادم بمونید که روزی بودم

و

حالا دیگه میشه این بلاگ یه متروکه ی سیاه و تاریک ... .

 دیگه نمی تونم بگم بای تا های ..و. ./

فقط میگم خداحافظ ..و. ./

..و. ./

.

امیر رضا

 دیگه منم و تنهاییام ...!!!

,.-~*'¨¯¨'*·~-.¸-(_ زندگی یک آونگ است بین آه و حسرت و تبسم _)-,.-~*'¨¯¨'*·~-.¸

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام ...!!!

خداحافظ همین حالا ... همین حالا که من تنهام ...!!!

***

 

 | 

  

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه

و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

اونا رو واسه ات بخونه.

B  -------------------------------------------------------‌  B

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

B  -------------------------------------------------  B

دوستی يعنی يک روح در دو بدن

***

B

 تو در چشمان مهتابی کدامین ستاره خفته ای

که حتی یک لحظه به دنیای رویاهایم سرک نمی کشی ؟!

تو در کدامین سرزمین خانه کرده ای

که فریاد بلند دردهایم را نمی شنوی ؟!

امیر رضا  

 | 
   

سلام به دوستای خوبم و مهربونم ...

  از اینکه تو این مدتی که نبودم هم من و هم بلاگم رو تنها نذاشتید ممنون ...

 بازم مثل همیشه شرمندم کردید با لطفهای بی نهایتتون ...

 تقدیم به شما دوستای خوبم ( به قشنگیه متنهای شما نیست ) :

------------------------------------------------------

بردن نام تو سخت است بيا برگرديم

گفتن راز به هر آينه سخت است بيا برگرديم

كوچه آبستن يك حس بد است اي يارم

تا تواني به دو زانوست بيا برگرديم

خانه دوست همين جاست بيا برگرديم

چاره درد همين جاست بيا برگرديم

آنكه روزي به غريبي دل او چاك زديم

مرهم زخم دلش اوست بيا برگرديم

مقصد راه تو پيداست بيا برگرديم

عالم دور چه زيباست بيا برگرديم

ديدن خرمن عشقت كه به تاراج رود

به خدا مرگ اقاقيست بيا برگرديم

بوته ياس چه تنها ست بيا برگرديم

چشم شيدا به تماشاست بيا برگرديم

نقره داغ رخت اي دوست نشستم تا صبح

جان عطر گل شب بو بيا برگرديم

  

امیر رضا

 | 
 

سلام دوستای خوبم ...

عیدتون مبارک    عیدتون مبارک    عیدتون مبارک

و اما حرفای من و خدا ...!!!

----------------------------------------------------------

نمی دانم چه می خواهم خدايا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جويد نگاه خسته من

چرا افسرده است اين قلب پرسوز

ز جمع آشنايان می گريزم

به كنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تيرگی ها

به بيمار دل خود می دهم گوش

گريزانم از اين مردم كه با من

بظاهر همدم و يكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دو صد پيرايه بستند

از اين مردم، كه تا شعرم شنيدند

برويم چون گلی خوشبو شكفتند

ولی آن دم كه در خلوت نشستند

مرا ديوانه ای بدنام گفتند

دل من، ای دل ديوانه من

كه می سوزی ازين بيگانگی ها

مكن ديگر ز دست غير فرياد

خدارا، بس كن اين ديوانگی ها

امیر رضا

 |